چهارشنبه ۱۱ نوامبر ۲۰۰۹

حاكميت به جنگ پاكان آمده






نمي دانم از كدام يك از اين دوستان شروع كنم ؟ احمد زيد آبادي دبير كل سازمان با آن چهره آرام و متين و موقر كه نشستن و صحبت كردن با او حقيقتا به انسان آرامش مي داد ، يا از عبدالله مومني و درايت و تدبيرش براي راضي نگه داشتن بچه ها با هر نوع سليقه فكري ، يا از محمد صادقي بگويم و ادب و متانت و در عين حال شوخي هايش ؟ از جديت حسن اسدي و دوندگي هايي كه براي انجام سريعتر كارها مي كرد يا از نجابت و حجب و حياي فراواني كه در كوهزاد اسماعيلي سراغ دارم

بچه ها دلم براي همه شما تنگ شده . هر چند دير زماني نيست كه بعضي از شما را گرفته اند ، اما انسان از ديدن چهره هاي مصمم شما حتي در دوران قبل از بازداشت هم كوهي از غم و اندوه را بر شانه هاي خود احساس مي كرد . چه كسي مي تواند تلاشهاي شما با دستهاي خالي را ببيند و غمي همراه با تحسين را در ژرفاي سينه خود احساس نكند ؟ تكاپو براي سر پا نگه داشتن مجموعه اي از جوانان فعال در عرصه سياسي و فرهنگي كشور به هر قيمت حتي با هزينه كردن از جيب هاي كوچك خود آنهم در زمانه حكومت آقازاده ها بر اقتصاد كشور و در دوره اي كه سهام مخابرات را در كمتر از نيم ساعت مي بلعند ، پديده اي است كه تنها شما مي توانيد خالق آن باشيد.شمايي كه هم دغدغه اين آب و خاك داريد و هم نگران اجاره آخر ماهي هستيد كه بايد بابت دفتر كوچك سازمان خود بپردازيد . شهادت مي دهم كه شما از بهترين فرزندان اين آب و خاكيد و با دين فروشان و كاسبكاران سياسي و مجسمه هاي تزوير و ريا كه اينك تمامي ميدانهاي شهرمان را پوشانيده اند ، نسبتي نداريد . و يقين دارم كه برخورد با جواناني چون شما عاقبتي دردناك براي عاملانش دارد و بر صدر نشستن نا اهلان و فرمان در حبس كردن پاكترين فرزندان اين مرز و بوم دير زماني نمي پايد