پنجشنبه ۱۲ نوامبر ۲۰۰۹

احمدي نژاد و حافظ شناسي



نمي دانم چه لزومي دارد كه در كنگره بزرگداشت شاعري چون حافظ هم بايد سياستمداران سخنراني كنند ؟ اين شايد به دليل رسوبات استبدادي باشد كه در ذهنهاي ما ايراني ها ته نشين شده و به اين زوديها هم زدوده نمي شود . چرا كه براي انجام هر كاري در پي كسب نظر مافوق و تاييد پدر سالار مي گرديم. در اين ميان اما سخنراني كسي چون احمدي نژاد در باره حافظ !!! جالبتر هم به نظر مي رسد. وي در قسمتي از صحبتهايش كه اتفاقا كپي برداري از گفته ها و نوشته هاي فراواني است كه در باره حافظ وجود دارد ، مي گويد :تاريخ ما سرشار از بروز و ظهور انسان‌هاي بزرگ، عالمان فرهيخته و انديشمندان سترگي است كه افق نگاه خود را از مرز قوم و قبيله، جغرافيا و نژاد به دوردست بشريت دوخته‌اند. بر زبان آوردن اين كلمات در فضاي احساسي و شاعرانه اين نشست ظاهرا باعث مي شود تا آقاي احمدي نژاد فراموش كند كه ما حتي اجازه احداث يك مسجد براي هم وطنان اهل سنت خودمان را در تهران نمي دهيم و آنگاه پا در كفش بزرگان اين آب و خاك كرده و با افتخار به دنيا فخر مي فروشيم كه ما چه بوديم و چه داشتيم . البته اين اشاره جدا از دانش ادبي احمدي نژاد است كه قصد پرداختن به آن را ندارم اما اشاره اي به آن هم چندان خالي از لطف نيست . وي در باره حافظ مي گويد :
حافظ دنيا را براي انسان مانند يك قفس مي‌شناخت و حيف مي‌دانست انسان در اين قفس اسير باشد. كه اين نوع نگاه را هر كسي كه آشنايي مختصري با ادبيات داشته باشد ، مختص مولانا مي داند و نه حافظ . هر چند در اشعار حافظ هم اشاراتي در اين باب وجود دارد.

چهارشنبه ۱۱ نوامبر ۲۰۰۹

حاكميت به جنگ پاكان آمده






نمي دانم از كدام يك از اين دوستان شروع كنم ؟ احمد زيد آبادي دبير كل سازمان با آن چهره آرام و متين و موقر كه نشستن و صحبت كردن با او حقيقتا به انسان آرامش مي داد ، يا از عبدالله مومني و درايت و تدبيرش براي راضي نگه داشتن بچه ها با هر نوع سليقه فكري ، يا از محمد صادقي بگويم و ادب و متانت و در عين حال شوخي هايش ؟ از جديت حسن اسدي و دوندگي هايي كه براي انجام سريعتر كارها مي كرد يا از نجابت و حجب و حياي فراواني كه در كوهزاد اسماعيلي سراغ دارم

بچه ها دلم براي همه شما تنگ شده . هر چند دير زماني نيست كه بعضي از شما را گرفته اند ، اما انسان از ديدن چهره هاي مصمم شما حتي در دوران قبل از بازداشت هم كوهي از غم و اندوه را بر شانه هاي خود احساس مي كرد . چه كسي مي تواند تلاشهاي شما با دستهاي خالي را ببيند و غمي همراه با تحسين را در ژرفاي سينه خود احساس نكند ؟ تكاپو براي سر پا نگه داشتن مجموعه اي از جوانان فعال در عرصه سياسي و فرهنگي كشور به هر قيمت حتي با هزينه كردن از جيب هاي كوچك خود آنهم در زمانه حكومت آقازاده ها بر اقتصاد كشور و در دوره اي كه سهام مخابرات را در كمتر از نيم ساعت مي بلعند ، پديده اي است كه تنها شما مي توانيد خالق آن باشيد.شمايي كه هم دغدغه اين آب و خاك داريد و هم نگران اجاره آخر ماهي هستيد كه بايد بابت دفتر كوچك سازمان خود بپردازيد . شهادت مي دهم كه شما از بهترين فرزندان اين آب و خاكيد و با دين فروشان و كاسبكاران سياسي و مجسمه هاي تزوير و ريا كه اينك تمامي ميدانهاي شهرمان را پوشانيده اند ، نسبتي نداريد . و يقين دارم كه برخورد با جواناني چون شما عاقبتي دردناك براي عاملانش دارد و بر صدر نشستن نا اهلان و فرمان در حبس كردن پاكترين فرزندان اين مرز و بوم دير زماني نمي پايد

یکشنبه ۸ نوامبر ۲۰۰۹

نامه دوم محمد نوری زاد به رهبر جمهوری اسلامی ایران

پدرعزیز ، برای اولین بار در تاریخ سی ساله عمر انقلاب ، و در مراسم روز قدس و سیزده آبان امسال ، نه اسراییل از ما ترسید و نه آمریکا ، و البته کشوری که بسیار ترسید ، کشور خود ما بود . با آنهمه تسلیحات رسمی و غیر رسمی که برای مقابله احتمالی مردم معترض به خیابانها آورده بودیم . این هشداری است برای همه ما که خواهان فردایی بهتر و شایسته تر برای این نظامیم .


چهارشنبه ۴ نوامبر ۲۰۰۹

بازداشت اعضاي سازمان ادوار تحكيم


بنا به آخرین اخبار رسیده، تاکنون بازداشت سه تن از اعضای شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) تایید شده است.
حسن اسدی زیدآبادی دبیر کمیته حقوق بشر این سازمان و محمد صادقی عضو شورای مرکزی ادوار تحکیم حدود ساعت ۷ عصر روز سه شنبه بازداشت شدند.
بنا به این گزارش این افراد در هجوم نیروهای امنیتی به منازلشان و به صورت جدا از هم بازداشت شده اند.
گفتنی است علی رغم گذشت بیش از چهار ماه از بازداشت دکتر احمد زیدآبادی دبیرکل و عبدالله مومنی سخنگوی ادوار تحکیم وحدت در سلول انفرادی، هنوز اتهام این دو فعال سیاسی مشخص نشده است.
همچنین سيدکوهزاد اسماعيلی، مسوول شاخه گيلان سازمان دانش آموختگان ايران(ادوار تحکيم وحدت) نیز از طرف اداره کل اطلاعات استان دستگیر گردیده است.
همچنین یورش نیروهای امنیتی به منازل تعداد دیگری از اعضای سازمان مورد تایید میباشد که اطلاعات تکمیلی در این باره متعاقبا اعلام خواهد شد.

سه‌شنبه ۳ نوامبر ۲۰۰۹

سيزده آبان دادگاهي تاريخي است

سخنان آيت الله خميني در باره جواناني كه سفارت آمريكا را تسخير كردند و اينكه دشمنان مي خواهند با هجمه به اين كار بزرگ چهره نوراني اين جوانان را خراب كنند ، زماني جالبتر به نظر مي رسد كه مي بينيم آن جوانان با چهره هاي نوراني خود اكنون در زندانهاي جمهوري اسلامي هستند و يا مغضوب حاكميت در گوشه اي خزيده اند . اگر با عينك يك انقلابي از نوع همان انقلابي هاي سال 57 به مسائل نگاه كنيم ، بدون شك به اين نتيجه مي رسيم كه در بحث انحراف انقلاب و اين گونه مسائل حق با نيروهاي خط امام و اصلاح طلبان است اين گروهها و اشخاصي كه هم اكنون بر مسند قدرت تكيه دارند ، افراد بي ريشه اي هستند كه اگر آيت الله خميني زنده بود آنها را از عرصه سياسي طرد مي كرد. بي سبب نيست كه هيچ كدام از انقلابي هاي آن دوران از اين تازه به دوران رسيده ها دل خوشي ندارند و بيت آقاي خميني هم چشم ديدن دولت احمدي نژاد را ندارد.اما گذشته از اين كه حق با انحصار طلبان و سركوبگران ديروز است يا امروز ، آنچه براي همگان آشكار شده است ، بلوغ فكري و تاريخي بزرگي است كه براي مردم ايران حاصل شده است . سيزده آبان چه متعلق به انحصار طلبان ديروز باشد و چه سركوبگران امروز ، ديگر آن مفهوم دگر ستيزي و دشمن تراشي خود را از دست داده است . اين روز هم مانند روز قدس از معناي سابق خود تهي مي شود و تبديل به روز ايران مي شود . اگر تا اين سالها ساختن و پرداختن موجود موهومي به نام دشمن ، براي انحراف اذهان مردم از كاستيها و نارساييها و نيز خفه كردن صداهاي اعتراضي در داخل ، در سايه مراسم ها و مناسبت هايي چون سيزده آبان امكان پذير بوده است ، در اين روزها اين مراسم هم تبديل به دادگاهي مي شود تا در آن مردم ايران سالها سركوب و خفقان و كاستي و كژي را به پاي ميز محاكمه بكشانند.

ناگفته نماند كه روز سيزده آبان بايد روز حسابكشي از همان افرادي هم باشد كه اين روز شرم آور را خلق كردند و بنيان بسياري از ديوار هاي كج و ناراست را نهادند و اينك دست انتقام تاريخ كه از آستين افراد معلومالحال بيرون آمده است ، آنها را در كنج انزوا (اگر نگوييم كنج زندان ) گرفتار كرده است . سالها بر منطق بي بنيان " اقتضاي آن روز " پاي فشردند غافل از اينكه اين منطق همان است كه امروز مخالفانشان با عنوان " اقتضاي امروز " از آن استفاده مي كنند.اما همانگونه كه بازگشت آنها به سوي مردم براي آنها حيثيت و آبرو به ارمغان آورده است ، عذر خواهي آنها از اين اقدام نبايسته و ديگر كارهاي ضد دموكراتيك هم نه تنها خدشه اي به اعتبار آنها وارد نمي كند ، بلكه بر منزلت آنها نزد مردم مي افزايد

دوشنبه ۲ نوامبر ۲۰۰۹

درآمدی بر جنبش چریکی در ایران-تيرداد بنكدار







پیشگفتار

در تاریخ جهان، در برخی از برهه‌ها و مقاطع، جریاناتی که با مقاصد گوناگون سیاسی و نظامی ‌و آرمانی، اقدام به درگیریهای نامنظم با قوای حکومتی می‌کردند و یا مخالفان سیاسی و فکری خود را در سوقصدهایی به قتل می‌رساندند، سابقه و حضور داشته‌اند. برای نمونه میتوان از فرقه اسماعیلیه به عنوان بهترین نمونه از این جریانات در اعصار پیشامدرن تاریخ ایران یاد کرد که در فاصله قرون پنجم تا هفتم هجری قمری (یعنی از دوره سلجوقی تا حمله مغولان) به حیات خود ادامه دادند. پیشتر و پس از اسماعلیان هم مواردی از سوقصد و شورش در تاریخ ایران وجود داشته است. اسماعیلیان در واقع شورشیانی بودند که در دژهای مستحکمی ‌از جمله دژالموت، مستقر بودند و ضمن پاسداری از اجتماعات خود در این دژها، در مواردی نسبت به حذف فیزیکی مخالفان عقیدتی خود اقدام می‌کردند.

یکشنبه ۱ نوامبر ۲۰۰۹

بیانیه ی شماره ۱۴ میر حسین موسوی



دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک میکنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلیاش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم