نمي دانم چه لزومي دارد كه در كنگره بزرگداشت شاعري چون حافظ هم بايد سياستمداران سخنراني كنند ؟ اين شايد به دليل رسوبات استبدادي باشد كه در ذهنهاي ما ايراني ها ته نشين شده و به اين زوديها هم زدوده نمي شود . چرا كه براي انجام هر كاري در پي كسب نظر مافوق و تاييد پدر سالار مي گرديم. در اين ميان اما سخنراني كسي چون احمدي نژاد در باره حافظ !!! جالبتر هم به نظر مي رسد. وي در قسمتي از صحبتهايش كه اتفاقا كپي برداري از گفته ها و نوشته هاي فراواني است كه در باره حافظ وجود دارد ، مي گويد :تاريخ ما سرشار از بروز و ظهور انسانهاي بزرگ، عالمان فرهيخته و انديشمندان سترگي است كه افق نگاه خود را از مرز قوم و قبيله، جغرافيا و نژاد به دوردست بشريت دوختهاند. بر زبان آوردن اين كلمات در فضاي احساسي و شاعرانه اين نشست ظاهرا باعث مي شود تا آقاي احمدي نژاد فراموش كند كه ما حتي اجازه احداث يك مسجد براي هم وطنان اهل سنت خودمان را در تهران نمي دهيم و آنگاه پا در كفش بزرگان اين آب و خاك كرده و با افتخار به دنيا فخر مي فروشيم كه ما چه بوديم و چه داشتيم . البته اين اشاره جدا از دانش ادبي احمدي نژاد است كه قصد پرداختن به آن را ندارم اما اشاره اي به آن هم چندان خالي از لطف نيست . وي در باره حافظ مي گويد :
حافظ دنيا را براي انسان مانند يك قفس ميشناخت و حيف ميدانست انسان در اين قفس اسير باشد. كه اين نوع نگاه را هر كسي كه آشنايي مختصري با ادبيات داشته باشد ، مختص مولانا مي داند و نه حافظ . هر چند در اشعار حافظ هم اشاراتي در اين باب وجود دارد.





